مالیات مضاعف یا Double Taxation

مالیات مضاعف یا Double Taxation

«مالیات مضاعف» به معنی اعمال مالیات توسط دو یا چند کشور یا مرجع قانونی بر روی یک درآمد واحد (مالیات بر درآمد) یا یک دارایی (مالیات بر سرمایه) و یا یک نقل و انتقال مالی (مالیات بر فروش) می باشد. این تعهد مضاعف اغلب اوقات توسط معاهدات و قراردادهای بین المللی متعادل می شود. همچنین اصطلاح «مالیات مضاعف» بطور ویژه در ایالات متحده امریکا استفاده می شود و آن زمانی است که علیرغم اینکه درآمد های شرکت های سهامی و کورپریشن های بزرگ طی مالیات بر درآمد شرکتی مشمول مالیات می شوند، دوباره عایدی های سهامداران و سود آنها نیز طی یک مالیات دیگر که مالیات بر درآمد شخصی سهامداران می باشد، مشمول مالیات دوباره می شود. برای فردی که در یک کشور خارجی سکونت دارد، غیر معمول نیست که صاحب درآمدی شود که در کشور خارجی مشمول مالیات می شود. این شخص ممکن است طبق قوانین داخلی کشور خود، موظف به پرداخت مالیات بر روی درآمدش در همه جای دنیا از جمله کشور خارجی مذکور بوده و از طرفی در کشور خارجی که در آن درآمد کسب شده است نیز باید مالیات بدهد. از آنجا که این ناعادلانه است، بسیاری از کشورها اقدام به عقد توافقنامه های دو جانبه ای میکنند که طی آن این مسئله متعادل می شود. در برخی موارد، این مستلزم آن است که مالیات در کشور محل اقامت پرداخت شود و در کشوری که در آن درآمد کسب شده است، معاف میشود. در موارد باقی مانده، کشوری که در آن درآمد تولید شده است اقدام به کسر مالیات در منبع (Withholding Tax) نموده و کشور محل اقامت با ملاحظه مدارک دال بر پرداخت مالیات...
منطقه قفقاز

منطقه قفقاز

 قفقاز ناحیه‌ای میان دریای خزر و دریای سیاه است. قفقاز به دو بخش قفقاز جنوبی (ماورای قفقاز) و قفقاز شمالی تقسیم می‌شود. قفقاز جنوبی شامل کشورهای جمهوری آذربایجان، ارمنستان، گرجستان و بخشهای کوچکی از شمال باختری ایران و شمال خاوری ترکیه می‌شود. قفقاز شمالی اکنون جزئی از روسیه است و شامل جمهوری‌های خودگردان چچن، داغستان، اینگوشتیا، کاراچای-چرکسیا، کاباردینو-بالکاریا، سرزمین کراسنودار، آدیغیه، اوستیای شمالی-آلانیا، و سرزمین استاوروپول است. بخشهای اصلی قفقاز جنوبی (ماورای قفقاز) و داغستان در جنوب خاوری قفقاز شمالی تا زمان قاجاریه جزو خاک ایران بود. اما در زمان فتح‌علی‌شاه قاجار طی جنگهای ایران و روس از ایران جدا شد و به روسیه تزاری پیوست. در فصل سوم عهدنامه گلستان آمده‌است:     … اعلیحضرت قدرقدرت، پادشاه اعظم مالک بالاستقلال کل ممالک ایران به جهت ثبوت دوستی و وفاقی که به اعلیحضرت خورشیدرتبت، امپراتور کل ممالک روسیه دارند، به این صلح‌نامه به عوض خود و ولیعهدان عظام تخت شاهانه ایران ولایات قراباغ و گنجه که الان موسوم به الیزابت‌پول است و الکای خوانین‌نشین شکی، شیروان، قوبه، دربند، بادکوبه و هر جا از ولایات طالش را با خاکی که الان در تحت تصرف دولت روسیه‌است و تمامی داغستان، گرجستان، محال شوره‌گل، آچوق‌باش، کورنه، مینگرلی، آبخازی و تمامی الکا و اراضی که در میانه قفقازیه و سرحدات معینه‌الحاله بوده و نیز آنچه از اراضی دریای قفقازیه الی کنار دریای خزر متصل است مخصوص و متعلق به ممالک آمپیریه روسیه می‌داند… با فروپاشی شوروی سه کشور جمهوری آذربایجان، ارمنستان، و گرجستان بر جنوب قفقاز حکومت می‌کنند و جمهوری خودگردان داغستان نیز جزئی از روسیه است. قفقاز قدیم مناطق قفقاز قدیم پیش از تشکیل حکومت ماد، حکومت‌هایی همچون اورارتو و کلخا در قفقاز...
الحاق ارمنستان به اتحادیه اوراسیا

الحاق ارمنستان به اتحادیه اوراسیا

قرارداد الحاق ارمنستان به اتحادیه اقتصادی اوراسیا احتمالا تا 10 اکتبر در مینسک به امضا خواهد رسید. هم اکنون رهبران کشورهای عضو این اتحادیه عازم پایتخت بلاروس هستند. طبق نتایج نظرسنجی ها، بیش از 60 درصد مردم ارمسنتان از همگرایی در فضای ارواسیایی متحد استقبال کرده اند. اما باید دید که ورود به این اتحادیه چه سودی برای ارمنستان دارد و چه موانعی در این مسیر وجود خواهد داشت؟ معاهده مربوط به این اتحادیه در تاریخ 29 مه در شهر آستانه میان کشورهای روسیه، بلاروس و قزاقستان به امضا رسید. طبق قرار این معاهده از تاریخ اول ژانویه 2015 کار خود را آغاز می کند. در ماه سپتامبر سال گذشته، زمانی که اتحادیه اقتصادی اوراسیا هنوز در مرحله طرح و نظریه بود، ایروان از تمایل خود برای پیوستن به اتحادیه گمرکی و سپس اتحادیه اوراسیایی سخن گفت. امروز گزینه نهایی قرارداد الحاق ارمنستان به اتحادیه اقتصادی اوراسیا آماده شده است. مقامات ایروان، مینسک، آستانه و مسکو اکنون آماده امضای توافق نامه هستند. در دیدار ماه اکتبر در بلاروس، رهبران کشورهای عضو مساله الحاق ارمنستان و همچنین قرقیزستان را به این اتحادیه به بحث و بررسی گذاشتند. ارمنستان تا آخرین لحظه می توانست یکی از دو گزینه را انتخاب کند: یا وارد همگرایی با شرکای تاریخی خود شود و یا توافق نامه پیشنهادی اتحادیه اروپا را امضا کند که بروکسل روی آن اصرار زیاد داشت. ویچیسلاو کووالنکو سفیر سابق روسیه در ارمنستان و مدیر برنامه های منطقه ای در انستیتوی همکاری های خزر معتقد است که در نهایت، ایروان تصمیم گیری درست را انجام داد. وی می گوید: «همگرایی برای کشورهای کوچکی مانند ارمنستان در حقیقت ضمانت کسب منافع اقتصادی...
مناقشه قره باغ

مناقشه قره باغ

در تاریخ اخیر ارمنستان یکی از مهمترین وقایعی که رخ داده است، جنگ قره باغ می باشد که در ادامه خلاصه ای از جنگ قره باغ را می توانید مطالعه کنید. جنگ قَرَه‌باغ (به ارمنی: Արցախյան ազատամարտ) (به ترکی آذربایجانی: Qarabağ müharibəsi) جنگی بود که از فوریهٔ سال ۱۹۸۸ تا مارس ۱۹۹۴ در ناحیه قره‌باغ، واقع در جنوب شرقی جمهوری ارمنستان، بین اکثریت ارمنی ساکن با پشتیبانی ارمنستان و جمهوری آذربایجان رخ داد. با بالاگرفتن درگیری، هرکدام از طرفین سعی در پاکسازی قومی مناطق تحت تصرف خود از نژاد دیگر کردند. از این رو ۲۳۰٬۰۰۰ ارمنی ساکن آذربایجان و ۸۰۰٬۰۰۰ آذری مجبور به مهاجرت از ارمنستان و مناطق اشغالی جمهوری آذربایجان شدند. مجلس خودمختار قره‌باغ رای به یکپارچگی با ارمنستان داد و با انجام یک همه‌پرسی مردم غالب ارمنی ساکن منطقه رای موافق دادند و این مسأله تصویب شد. در ۲۰ فوریه ۱۹۸۸ مجلس قره‌باغ رسماً یکپارچگی خود با ارمنستان را اعلام کرد. درحالیکه بر اساس قانون اساسی شوروی، تغییر مرزهای جمهوری‌ها بدون موافقت آنان غیرقانونی بود. بحبوحهٔ اصلی جنگ پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و در اواخر زمستان سال ۱۹۹۲ آغاز شد. بلافاصله میانجیگری‌های بین‌المللی آغاز شد. جمهوری اسلامی ایران در این زمینه ابتکار عمل را در دست گرفت و مذاکرات مستقیمی را با طرفین درگیر انجام داد. اما هیچ یک از طرفین حاضر به تن دادن به رای هیأت میانجی نشد. ارتش ارمنستان در بهار ۱۹۹۳ بر مناطقی بیرون از قره‌باغ (بین قره‌باغ و ارمنستان) برتری یافت. در پایان جنگ در سال ۱۹۹۴، ارمنستان به‌جز قره‌باغ، ۹٪ از خاک آذربایجان را به تصرف در آورد. سازمان ملل در چهار قطعنامه ۸۲۲، ۸۵۳، ۸۷۴ و ۸۸۴ اشغالگری...
کشتار ارامنه

کشتار ارامنه

نسل‌کشی ارامنه (به ارمنی:Հայոց Ցեղասպանություն، به ترکی استانبولی:Ermeni Kırımı) که گاهی با عناوین دیگری چون هولوکاست ارامنه، کشتار ارامنه و نیز توسط خود ارمنی‌ها با عنوان جنایت بزرگ (به ارمنی:Մեծ Եղեռն) شناخته می‌شود، به نابودی عمدی و از پیش برنامه‌ریزی شده (نسل‌کشی) جمعیت ارمنی ساکن سرزمین‌های تحت کنترل امپراتوری عثمانی در خلال و درست پس از جنگ جهانی اول (۱۹۱۵ تا ۱۹۱۷ میلادی) توسط دولتمردان عثمانی و رهبران قیام ترکان جوان اطلاق می‌شود. عملیات در قالب کشتارهای دسته‌جمعی و نیز تبعیدهای اجباری در شرایطی که موجبات مرگ تبعیدشدگان را فراهم آورد، انجام می‌پذیرفت. امروزه تعداد کل قربانیان نسل‌کشی ارامنه به طور عام بین یک تا یک و نیم میلیون نفر برآورد شده‌است. در طی این دوران دیگر گروه‌های قومی منطقه، از جمله آشوریان و یونانیان، نیز به طریقی مشابه مورد حملهٔ ترکان عثمانی قرار گرفتند به گونه‌ای که برخی از محققان این رویدادها را نیز بخشی از همان سیاست نابودسازی قومی دولت‌مردان ترک دانسته‌اند. امروزه این رویداد به طور گسترده به عنوان یکی از اولین نسل‌کشی‌های قرن بیستم شناخته می‌شود. علاوه بر دستگیری و اعدام ارامنه، جمعیت بسیار زیادی از مردان، زنان و کودکان ارمنی از خانه و کاشانه خود تبعید، بدون هیچ دسترسی به آب و غذا به قصد مرگ وادار به راهپیمایی در مسیرهای طولانی و بیابانی شدند. تجاوز و آزار و اذیت جنسی قربانیان توسظ نیروهای متخاصم در طول تبعید به دفعات گزارش شده‌است. پژوهش‌های بسیار زیادی درباره نسل‌کشی ارامنه انجام شده و می‌شود. که قریب به اکثریت آنها وقوع چنین نسل کشی را واقعی و انکارناپذیر می‌دانند. امروزه کشور ارمنستان خواهان به رسمیت شناختن این نسل کشی است اما دولت ترکیه علی‌رغم عدم انکار وقوع...
  سفر جهانگردان ایرانی به ارمنستان

  سفر جهانگردان ایرانی به ارمنستان

حضور توریست‌های ایرانی در ارمنستان مخصوصا در یک سال اخیر نظر مطبوعات ارمنستان و ایران را به خود جلب کرده است. در نوروز امسال حضور توریست‌های ایرانی در ایروان آن قدر چشمگیر بود که زبان فارسی در هر کوی و برزنی به گوش می‌رسید و روزنامه‌های ارمنستان هم در این باره به تفصیل نوشتند. ”معمولاً وقتی صحبت روابط ایران و ارمنستان می شود بیش تر تصویر رفت وآمد هیئت های دیپلماتیک و اقتصادی و جلسات مذاکرات رسمی و امضای تفاهمنامه های و قراردادها به ذهن می آید و اظهارات سراسر حسن نیت مقامات دو کشور. این ها همه به جای خود خوب است و به گسترش روابط دوستانه و خوب بین دو کشور کمک می کند، امّا اصل، روابط مستقیم بین مردم دو کشور است. حضور کسبه ایرانی در ایروان از نخستین سال های استقلال ارمنستان امری عادی است، در سال های اخیر تعداد دانشجویان ایرانی در ایروان افزایشی چشم گیر داشته و تماس مستقیم این ایرانی ها با مردم ارمنستان به شناخت متقابل واقعی کمک کرده است. در یکی دو سال اخیر همچنین شاهد رشد چشم گیر جهانگردان ایرانی در ارمنستان بوده ایم. حضور ایرانی ها در ایام عید در خیابان های ایروان به قدری بود که نظر رسانه های جمعی ارمنستان را به خود جلب کرد و به بحث هایی درباره خوب و بد پدیده توریسم دامن زد. ارمنستان هم مانند هر کشوری در عین حال که از توریسم به سبب درآمد اقتصادی آن استقبال می کند، امّا در عین حال نگران پیآمدهای فرهنگی این پدیده هم هست. با توجه به این که ارمنستان کشوری کوچکی است با جمعیتی حدودی سه میلیون نفر، این نگرانی برای آن حادتر از کشورهای بزرگ است.“ و در پی آن گوشه ای از نوشته وب‌سایت 168 ژام (168 ساعت) را نقل کردیم:...